ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1246
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و تازيان مشرق زمين اين گونه شعر را بداوى [ 1 ] [ و حورانى و قيسى ] [ 2 ] مينامند . و چه بسا كه در اين اشعار آهنگهاى سادهاى نيز در نظر ميگيرند ، ولى نه بر روش صنعت موسيقى [ 3 ] و آنگاه با اين گونه اشعار تغنى ميكنند و چنين اشعار غنائى را « حورانى » مينامند كه منسوب به حوران يكى از نواحى عراق و شام است . و ناحيهء مزبور در اين روزگار از منازل و مساكن تازيان باديهنشين است . و ايشان را فن ديگرى است كه بسيار در نظم متداول است ، بدينسان كه اشعارى شاخه شاخه [ 4 ] مىسرايند كه داراى چهار جزء ( مصراع ) است ، ولى روى ( حرف آخر قافيه ) مصراع آخر مخالف سه مصراع ديگر است و اين قافيهء مصراع چهارم را در همهء مصراعهاى چهارم ابيات تا آخر قصيدهء « شعر » مراعات ميكنند مانند مربع و مخمس كه اخيرا شاعران مولد آنها را ايجاد كردهاند . اين تازيان در اين گونه شعر بلاغت كامل دارند و فحولى از ميان آنان برخاستهاند و متأخران بسيارى از منتسبان به دانشها در اين روزگار بويژه عالمان دانشهاى زبان هنگامى كه چنين اشعارى را بشنوند آنها را زشت ميشمرند و اگر نظم آنان را بخوانند اظهار نفرت ميكنند و معتقدند ذوق ايشان به علت زشتى الفاظ و فقدان اعراب ( حركات ) آنها را نمىپسندد . ولى اين اظهار كراهت ، بسبب اين است كه فاقد ملكهء زبان آن گروه مىباشند و اگر يكى از ملكات زبان آن قوم براى عالمان مزبور حاصل شود آن وقت ذوق و طبع ببلاغت آنها گواهى خواهد داد . به شرط آنكه فطرت و نظر ايشان از آفات مصون باشد . و گرنه اعراب را دخالتى در بلاغت نيست ، بلكه بلاغت عبارت است از مطابقت كلام به مقصود و با مقتضاى حالى كه در آن وجود دارد ، خواه رفع
--> [ 1 - ) ] بدوى ، چاپهاى مصر و بيروت . [ 2 - ) ] قليسى - قللسى ( ن . ل ) مقصود از بداوى يا بدوى عرب باديهنشين و حورانى منسوب به تازيانى است كه در ناحيهء حوران واقع در شام بسر مىبرند و قيسى منسوب به قبيلهء قيس است بعبارت ديگر اين گونه اشعار را نخست قبايل مزبور سرودهاند . ( از حاشيهء دسلان ج 3 ص 405 ) قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست . [ 3 - ) ] موسيقارى « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » . [ 4 - ) ] معصبا در چاپهاى مصر و بيروت بجاى : مغصنا در چاپ پاريس و نسخهء خطى « ينى جامع » .